الملا فتح الله الكاشاني

109

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

يا نه يا ده بود و در زاد المسير آورده كه دوازده بود و اين موافق اهل كتاب است و طول هر لوحى دوازده يا ده گز بود و گويند كه بر قد و قامت موسى بود و لوح از ياقوت احمر بود و يا از چوب سدر بهشت و يا از سنگى سخت كه ارقام در وى كنده بودند چون نقش نگين يا از زبرجد و يا از زمرد و اصح آنست كه از زمرد سبز بود و در آن مكتوب بود * ( مِنْ كُلِّ شَيْءٍ ) * از هر چيزى كه در باب دين محتاج باشد از احكام حلال و حرام و حدود آن * ( مَوْعِظَةً ) * در حالتى كه پندى بود * ( وَتَفْصِيلًا ) * و بيان كردنى * ( لِكُلِّ شَيْءٍ ) * مر هر چيزى را از اوامر و نواهى و ذكر جنت و نار و غير آن از غير و اخبار موعظة بدل است از جار و مجرور اى ( كتبنا كل شيء من المواعظ ) و تفاصيل احكام و از ربيع منقولست كه تورية چندان بود كه بار هفتاد شتر بود و يك جزو آن در عرض يك ماه نتوانستندى كه بخوانند و هيچكس نبود كه همه آن را از بر بخواند مگر موسى و يوشع و عزير و عيسى و از حسن بصرى روايت است كه آيه * ( وَكَتَبْنا لَه فِي الأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ ) * در تورية هزار آيه است و از جملهء آنچه در تورية بود اينست كه ( بسم اللَّه الرحمن الرحيم هذا كتاب من اللَّه الملك الجبار العزيز القهار لعبده و رسوله موسى ابن عمران سبحنى و قدسنى لا إله الا انا فاعبدونى و لا تشرك بى و اشكر لى و لوالديك الى المصير احيك حياة طيبة ) تسبيح و تقديس بر من كن كه هيچ خداى نيست كه مستحق عبوديت باشد مگر من شرك مياور به من و شكر من كن و شكر پدر و مادر خود كن كه بازگشت همه با من است تا زندگى خوش به تو كرامت كنم و خون ناحق مريز كه بر تو حرام كرده‌ام و اگر مرتكب آن شوى آسمان و زمين بر تو تنگ شود و بنام من سوگند بدروغ مخور كه توفيق ندهم آن را كه مرا و نام مرا تعظيم نكند و گواهى مده مگر آنچه گوش تو آن را شنيده و چشم تو آن را ديده و دل تو آن را دانسته كه فرداى قيامت اعضاى تو و فرشتهء كه بر تو موكلند بر تو گواهى خواهند داد و حسد مبر بر مردمان به جهت فضلى كه من ايشان را داده‌ام بر وفق مصلحت كه آن هنگام حاسد و عدوى نعمت من باشى و زنا مكن تا روزى و رحمت از تو باز نگيرم و درهاى آسمان به روى تو نه بندم و ذبيحه بجز نام من مكش كه هيچ قربانى از زمين بر آسمان نرود كه بر نام من آن را نكشته باشند و با زن همسايه غدر مكن كه معصيتى عظيم است نزد من و به مردمان آن خواه كه براى خودخواهى اين نسخه ده آية است كه در تورية الواح بوده القصه چون حق تعالى در الواح ثبت فرمود جميع امور دينيه را از احكام حلال و حرام و از احوال قيامت و اخبار و غير آن او را فرمود كه * ( فَخُذْها ) * پس فراگير اين الواح را * ( بِقُوَّةٍ ) * بجد تمام و عزم درست در انوار گفته كه اين بر اضمار قولست معطوف بر كتبنا اى قلنا له فخذها و يا بدلست از فخذ ما آتيتك وها